51.امروز ما!
امروز بابا میخواست بره دفتر مرکزی ... منم گفتم هوس کردم برم تیراژه ... 1-2 بار قبلا رفته بودم دوستش ندارم گفتم امروز برم شاید دوستش داشته باشم! ولی بازم نداشتم!!! حالا بهرحال صبح من و آمیتیس رفتیم خونه ی مرضیه ... که ای کاش نمیرفتم ... آخه سارینا مریض بود ولی مرضی میگفت مریض نیست! بچه دهنش قشنگ بوی عفونت میداد ولی مرضی میگفت فقط آبریزش داره اونم از 21 بهمن! تا الان هم دارو خورده پس واگیر نداره! بچه ی لجبازی هم هست هرکاری بهش بگی نکن دقیقا همون کار رو میکنه ... هر چی بهش گفتم نرو تو صورت این بچه تا من روم رو میکردم اونور تو دهن آمیتیس بود:( خوب چند بار من بگم؟؟؟ مامانش یه بار بگه بدک نیست! ایشششششششششش همش تقصیر خودمه پس نمیشه زیاد غر بزنم! ...








